د سعید افغاني : آزاده ، ټولنیزه ،علمي ، فرهنګي  او نشراتي ارګان  ته  ښه راغلاست!
سایرنشرات  هـدف ارگان
اعـلانات مرکزاستراتیژیک ورزش شخصیت های فرهنگی  ارشیف کتب اسلام  
صفحه سعیدافغانی صفحه اصلی

تیمور « احمدزی »
تاریخ نشر :  ۱۱ دسمبر ۲۰۱۱  میلادی


 

چگونه مشائخ حق را شناسائی نمائیم

 

حضرت امام ربّانی مجدد الف ثانی رحمة الله علیه در مکتوب نود و دوهم  دفتر دوم  صفحۀ ۲۳۱  در مورد شناخت اولیاء کرام یا مشائخ عظام چنین میفرماید :

من از حضرت مرشد بزرگوارم  خواجه باقی بالله رحمة الله علیه شنیدم  که میفرمودند  که شیخ  محی الدین ابن عربی رحمة الله علیه نوشته است که بعضِ اولیاء کرام که کرامت و خوارق از ایشان بسیار به ظهور آمده است در آخر نفس از ظهور این کرامات نادم  بودند و تمنّا  میکردند که  کاش این  همه خوارق از ما به ظهور نمی آمد و اگر تفاضل به اعتبار کثرتِ ظهور خوارق بودی ندامت بر آن ظهور معنی نداشتی .  

سوال :- چون ظهور خوارق در ولایت شرط نبود ولی از غیر ولی چگونه متمیّز شود و مُحِق از مُبطِل چه نوع  جدا گردد  یعنی اینکه  دوستان  واقعی خداوند  تبارک و تعالی از مردمان  فریبکار  که لباس اولیاء کرام را بر تن نموده اند چگونه شناسائی شوند .

جواب :- گو متمیّز نشود و گو مُحِق و مبطِل متمزِج بود اختلاط حق با باطل لازم این عالم  دنیویست علم به ولایت ولی هیچ درکار نیست بسیاری از اولیاءالله اند که با ولایت  خود اطلاع  ندارند  فکیفِ دیگری را اطلاع بر ولایت شان لازم بود در نبی از خوارق چاره  نبود تا نبی از غیر نبی متمیّز شود که علم به نبوّت نبی واجب است و ولی چون به شریعت نبی  خود دعوت  مینماید  معجزۀ نبی  او را کافی است.

 اگر ولی به ماورای شریعت نبی خود دعوت مینمود از خارق چاره نبود چون دعوت او مخصوص به شریعت نبی است خارق هیچ درکار نیست علماء  دعوت  بظاهر  شریعت  مینمایند و اولیاء هم دعوت بظاهر شریعت مینمایند و هم دعوت  بباطن  شریعت  میفرمایند  اول مریدان  و طالبانِ حق را  توبه و انابت دلالت  مینمایند  و به ایتان احکام شرعیه  ترغیب  میفرمایند  و ثانیاً بذکر  حق جل  سلطانه راه مینمایند و تأکید میفرمایند که:

جمیع اوقات خود را مستغرق ذکر الهی جل سلطانه دارد بحدیکه این ذکر استیلا فرماید  و غیر مذکور هیچ چیز را در دل نگذارد تا آنکه نسیانی از جمیع ماسوی مذکور حاصل گردد که اگر بتکلیف یا اشیا نماید بیادش نیاید یقین ست که ولی را از برای این دعوت که بظاهر شریعت  و بباطن  شریعت متعلق ست خوارق چه در کارست.

 پیری و مریدی عبارت ست ازین دعوت که  بخارق  کار ندارد و بکرامت او را مساس نیست با آنکه گوئیم که مرید رشید و طالب مستعد هر ساعت در سلوک طریق خوارق و کراماتِ پیر احساس مینماید و در معاملۀ غیبی هر زمان از وی مددی میخواهد  و مییابد و ظهور خوارق  نسبت  بدیگران  در کار نیست .

 اما نسبت بمریدان کرامات در کرامات و خوارق در خوارق ست  چگونه  مرید احساس  خوارق   پیر نکند که  پیر دلِ  مردۀ مرید را  زنده  گردانیده است  و بمشاهده  و مکاشفه رسانیده نزد عوام احیای جسدی عظیم اشان ست و نزد خواص احیای قلبی و روحی برهانِ رفیع الشان ست.

خواجه محمد پارسا قدس سره در رسالۀ قدسیّه میفرماید  که  احیای جسدی  پیش اکثر مردم   چون اعتبار داشت اهل الله از ان احیاء اعراض نموده باحیائ روحی پرداخته اند و متوجه احیائ دلِ مردۀ طالب گشته اند والحق که احیائ جسدی نسبت باحیائ  قلبی کالمطروح فی الطریق  ست و نظر  باین داخل عبث چه این احیا سبب حیات چند روزه است و آن احیا وسیلۀ حیات دائمی ست بلکه گویم  که فی الحقیقت وجود اهل الله کرامتی ست از کرامات و دعوت ایشان مر خلق را بحق جل سلطانه رحمتی ست از رحمتهائ  حق  جل سلطانه  و احیائ قلوب اموات آیتیست از آیتهای عظمی  ایشان امانِ اهل ارض اند و غنیمت روزگارند بِهِمْ یُمْطَرُونَ و بِهِمٌ یُرْزَقُوْنَ در شانِ شان ست کلامِ شان دواست  و نظر شان شِفا هُمْ جُلَسَاءُاللهِ  وَ هَمْ قَوْمٌ لَا یَشْقی جَلِیْسُهُمْ وَ لَا نَخِیْبُ اَنِیْسُهُمْ  علامتی که  مُحِق این  طائفه از مُبطِل اینها جدا شود آنست اگر شخصی باشد که استقامت بر شریعت داشته باشد و در مجلس او دل را بحضرت حق سبحانه و تعالی میلی و توجهی پیدا میگردد  و بُرودتی  از ماسوی مفهوم  میشود  آن شخص  مُحِق  ست و  در عِداد  اولیاست عَلی  تَفَاوُتِ الدَّرَجَاتِ این هم  نظر باربابِ  مناسبت ست  بی مناسبتِ  محض محروم مطلق ست .

در این مکتوب شریف حضرت امام ربّانی رحمة الله علیه برای شناختنِ مشائخ کرام سه نشانه را بیان نموده است .

( ۱ ) کسانی مشائخ واقعی هستند که خود متشرع بوده و دعوت به ظاهر و باطن شریعت مینمایند .

( ۲ ) مشائخ کرام قلوب شان به عشق و محبت و ذکر خداوند جل جلاله زنده میباشد و قلبهای حقیقتاً مردۀ مریدان را به واسطۀ باطنِ زندۀ خود  به کومک خداوند  تبارک  و تعالی زنده  مینمایند  چنانچه حضرت مولانای روم رحمة الله علیه در مثنوی شریف میفرماید :-

بین که اسرافیل وقت اند اولیاء

مرده را ز ایشان حیات ست و نما

حضرت حافظ رحمة الله علیه میفرماید :-

مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید

که ز انفوسِ خوشش بوی کسی میآید

و در جای دیگری میفرماید :-

هر گز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریدۀ عالم دوام ما

و کسانی که میگویند که قلبِ همه انسانها زنده میباشد خون را پمپ مینماید و ما حیاتِ خود را بسر میبرئیم ما در جواب آنها میگوئیم كه این زنده بودن قلب زندگئ ظاهری بوده نه زندگئ حقیقی بخاطر اینکه قلب دارای حیاتِ ظاهری و حقیقی میباشد و آن قلبهائ حیاتِ حقیقی دارند که ذاکر بوده و به عشق و محبت خداوند تبارک و تعالی زنده شده باشند چنانچه حضرت محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیثِ که صحیح بخاری و صحیح مسلم شریف آنرا روایت نموده است زنده بودنِ حقیقی آنسانها را مربوط به ذکر خداوند تبارک و تعالی میداند و میفرماید :- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْعَلَاءِ حَدَّثَنَا أَبُو أُسَامَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي بُرْدَةَ عَنْ أَبِي مُوسَى رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَثَلُ الَّذِي يَذْكُرُ رَبَّهُ وَالَّذِي لَا يَذْكُرُ رَبَّهُ مَثَلُ الْحَيِّ وَالْمَيِّتِ . ( متفق علیه )

ترجمه :- تفاوت در بین ذاکرین و کسیکه ذکر نمیکند مانند مرده و زنده ایست یعنی چطور که زنده دارای حسیات و ادراکست ، اینچنین ذاکرین دارای اذواق و حسیات حقیقی و نورانیت ایمانی وغیره مدرکات باطنی اند ، و بر عکس کسیکه ذکر نمیکند مانند مرده که حسیات خود را از دست داده و بشکل جماد محض بیشتر معلوم نمیشود – بیت

زندگانی نتوان گفت حیات که مراست

زنده آنست که با دوست وصالی دارد

در این حدیث شریف معلوم گردید که کسانی به حیاتِ حقیقی مشرف میباشند که ذاکر باشند و همچنان قلب آن کسانی به حیاتِ حقیقی مشرف شده است که ذاکر شده باشد و چنانچه که حضرت امام رحمة الله علیه در مکتوبات خود فرمود قلبهای مرده به واسطۀ توجۀ معنوئ اولیاء کرام زنده میگردد و کرامتِ بزرگِ اولیاء کرام اینست که توسط قلبهای زندۀ خود قلبهای مرده را زنده مینمایند و زمانی که قلب زنده و ذاکر گردید حضور پیدا نموده و صاحب سوز و گداز عشق و محبت میشود . و سخنِ را حضرت فریدالدین عطّار نیشاپوری رحمة الله علیه در تذکرة اولیاء خود از حضرت حسن بصری رحمة الله علیه در مورد قلبهای زنده و مرده چنین روایت مینماید :- یک تعداد از مرمانِ که در مجلس سخنرانئ حضرت حسن بصری رحمة الله علیه حاضر میشدند چنین سوال میکردند که یا شیخ بزرگوار دلهای ما خفته است که سخن شما در دلهای ما اثر نمیکند در حالیکه سخنهای شما در وجود دیگران اثر نموده و آنها را به وجد و سوز و گداز وادار میسازد حضرت حسن بصری رحمة الله علیه فرمودند آنها خوش قسمت اند که خداوند تبارک و تعالی به واسطۀ من قلبهای آنها را زنده مینماید و وای بر حال شما که قلبهای شما کاش خفته بودی که خفته را بجنبانی بیدار گردد دلهای شما آن قسم مرده است که هر چند میجنبانی بیدار و زنده نمی گردد . ( تذکرة اولیاء ذکرحسن بصری صفحۀ ۳۷ )

( ۳ ) کسانیکه به مشائخ واقعی بیعت مینمایند روز به روز استقامت به شریعت پیدا مینمایند بخاطر اینکه استقامت دادنِ مریدان به شریعت بزرگترین کرامتِ شیخ میباشد چنانچه مولانا رحمة الله علیه میفرماید :-

ما از برای استقامت آمده ایم
نه از برای کسبِ کرامت آمده ایم

یعنی استقامت به شریعت بزرگترین کرامت میباشد .

حضرت مولانا اشرف علی تهانوی رحمة الله علیه در مورد مشائخ واقعی نشانه های را بیان نموده اند که ما آن نشانه ها را از کتاب شریعت و طریقت مولانا اشرف علی تهانوی رحمة الله علیه نقل نموده و خدمت خوانندگان گرامی  پیشکش مینمائیم و آن نشانه ها قرار ذیل میباشند :

 ( ۱ ) شیخ واقعی آنست که بقدرِ ضرورت از علم شریعت واقف بوده باشد یعنی اینکه این علم را از نزد علماء توسط کتابها آموخته باشد یا اینکه از صحبت علماء آن علم را حاصل نموده باشد تا که از فساد عقائد و اعمال محفوظ باشد و مریدان را نیز از فساد عقائد و اعمال محفوظ نگهداشته بتواند – و به مفهوم اینکه گفته اند .

او خویش تن گم است کرا رهبری کند

یعنی اینکه خود حلال و حرام را نمیداند چگونه مریدان را از حلال بودن و حرام بودنِ اشیاء آگاه بسازد بخاطر اینکه طریقت و حقیقت خادمانِ شریعت اند و طریقت تکمیل کنندۀ شریعت نیز میباشد چنانچه حضرت مجدد الف ثانی رحمة الله علیه در مکتوب پنجاه و نهم دفتر اول میفرماید شریعت دارای اجزائ ثلاثه است که عبارت از علم و عمل و اخلاص میباشد و در مکتوب چهلم میفرماید بعد از طی منازلِ سلوک و قطع مقاماتِ جذبه معلوم شد که مقصود از این سیر و سلوک تحصیلِ مقام اخلاص است که مربوط به فنای آلۀ آفاقی و انفوسی است و این اخلاص جزوی است از اجزای شریعت پس در این جا معلوم گردید که هدف از طریقت و تصوف تحصیلِ جزئ اخلاصِ شریعت میباشد و طبق فرمودۀ امام رحمة الله علیه کسانیکه طریقت مینمایند جزئ از اجزای شریعت را تکمیل نموده اند و حضرت امام رحمة الله علیه در بخشِ دیگری از مکتوب پنجاه و نهم خود میفرماید که اخلاص دو نوع میباشد یکی اخلاص صوری که در تمام اعمال حرکات و سکناتِ انسان در ارتباط عبادت بعض اوقات به تکلف و بعضاً بدون تکلف میباشد امّا اخلاصِ حقیقی که بعد از تزکیۀ نفس و تصفیۀ قلب حاصل میشود در تمام اعمال و حرکات و سکنات انسان اخلاص بدون هیچگونه تکلف میسّر گردد سالکِ که به حقیقتِ اخلاص مشرف گردیده است از تأمیل اوامر شرعی لذت میبرد و پیدا کردنِ این اخلاص حقیقی که مربوط به تزکیۀ نفس و تصفیۀ قلب میباشد .

 بدون از سیر و سلوک و طریقت امکان پذیر نمیباشد بخاطر اینکه حضرت امام رحمة الله علیه در مکتوب نود و یکم دفتر اول خود میفرماید مقصود از اعمال و احوالِ طریقت تزکیۀ نفس و تصفیۀ قلب است و تا نفس مزکی نشود و قلب سلامتی پیدا نکند ایمانِ حقیقی و اخلاصِ حقیقی که وابسته به آن است میّسر نشود و سلامتی قلب وقتی صورت بندد که غیر از او تعالی اصلاً در دل خطور نکند در این مکتوبات امام رحمة الله علیه چنین معلوم گردید همان قسمیکه کسی طریقت ننماید اجزای ثلاثۀ شریعت را تکمیل ننموده است همان قسمیکه شیخِ که دارای علم و عمل نباشد اجزای مهم شریعت را تکمیل نکرده است پس این شیخ ناقص و گمراه میباشد و----- زمانیکه کسی خود به علم شریعت واقف نباشد چگونه به واسطۀ او شریعت تکمیل میگردد .

( ۲ ) شیخ واقعی کسی است که در همه امورات ( عقائد ، اخلاق و اعمال ) پابند شریعتِ غرائ محمدی صلی الله علیه وسلم باشد و شیخ واقعی نمیباشد کسیکه خلاف شریعت عملی را انجام بدهد .

( ۳ ) شیخ واقعی کسی است که رغبت به مادیاتِ دنیا نداشته باشد و راغبِ آخرت بوده باشد و همیشه به طاعاتِ ظاهری و باطنی مداومت داشته باشد .

( ۴ ) شیخ واقعی کسی است که متکبّر و خود خواه نبوده و دعوای کمالاتِ زیاد ننماید .

( ۵ ) شیخ واقعی کسی است که در صحبت بزرگان ( اولیاء کرام ) حاضر شده باشد و از فیوضات معنوی آنها اخذ فیض نموده باشد .

( ۶ ) شیخ واقعی کسی است که تعلیم و تلقین و تربیۀ مریدان را بسیار با شفقت و مهربانی انجام بدهد و زمانیکه از مریدان یک عملی خلافِ شریعت را مشاهده مینماید آنها را منع نماید و نگذارد که عملی را خلافِ شریعت انجام دهند .

( ۷ ) و کسانیکه از شیخ بیعت مینمایند آنها بخاطر خداوند تبارک و تعالی و بخاطر حاصل نمودنِ قرب خداوند تبارک و تعالی بیعت نمایند نه آنکه بخاطر حرص و بدست آوردن دنیای فانی و شیخ واقعی هم کسی است که به واسطۀ معنویت خود حبِّ دنیا را از قلب مریدان بیرون سازد و قلوب آنها را به واسطۀ توجهاتِ معنوی مالامال از عشق و محبت خداوند تبارک و تعالی بسازد .

( ۸ ) شیخ واقعی کسی است که خودش ذاکر و شاغل باشد بخاطر اینکه بدون عمل یا عزمِ عمل در تعلیم و صحبت برکت نمیباشد .

( ۹ ) شیخ واقعی کسی است که صاحب تزکیۀ نفس و تصفیۀ قلب بوده و مدارج روحی را طی نموده باشد یعنی اینکه جذبه و سلوک را تمام نموده باشد و سیراتِ چهارگانۀ الی الله ، عناالله بالله ، فی الله و مع الله را طی کرده باشد و دیگر اینکه متخصص ماهر در امورات امراض معنوی باشد تا کسانی که با او مراجعه مینمایند امراض معنوی آنها شفایاب گردد.

و دیگر اینکه کسانیکه بنزد شیخ مراجعه مینمایند و در صحبت او اشتراک مینمایند روز به روز در امور شریعت برای آنها پابندی حاصل شود .

( ۱۰ ) شیخ واقعی کسی است که نسبت به مردمان عوام و دنیا پرست مردمان صالح و دیندار بطرف آنها زیادتر میلان داشته باشد .

( ۱۱ ) شیخ واقعی کسی است که چند مرتبۀ کسی در صحبت او اشتراک نماید محبت دنیا از قلب او کم گردیده و محبت الله جل جلاله در قلب او اضافه گردد و ذوق و علاقۀ زیاد به مسائلِ دینی برایش حاصل شود .

درین مورد حضرت مولانای روم رحمة الله علیه میفرماید :-

صحبتِ مرد خدا مردت کند

صحبتِ هر ناسزا سردت کند

صحبتِ صالح ترا صالح کند

صحبتِ طالع ترا طالع کند

 
و جناب حضرت شیخ الحدیث مولانا ذکریا رحمة الله علیه در کتاب مشهور خود که مسمأ به فضائل اعمال است در فصل سادس صفحۀ ۶۱۴
چنین میفرماید :- خلاصۀ کلام اینکه بعد از تحقیق که این شخص از اولیاءالله است با او ارتباط قائم کردن و در خدمت او به کثرت حاضر شدن ، و از علوم او مستفید شدن سببِ ترقی دین است و امر آن حضرت صلی الله علیه وسلم نیز است . و در یک حدیث ارشادِ عالی اوست : که چون به باغهای جنّت بگذرید در آن خوب بچرید صحابۀ کرام عرض کردند : که یا رسول الله باغهای جنّت چیست ؟ آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود :

که مجلس های ذاکرین و صالحین .

در حدیث دیگر ارشاد آنحضرت صلی الله علیه وسلم است که لقمان حکیم به پسر خود نصیحت کرده بود که نشستن در حضور علماء را ضروری و لازمی بدانید و ارشاداتِ حکمای امت را به غور بشنوید که حق تعالی شانه به نور حکمت دلهای مرده را چنان زنده میسازد چگونه که به ذریعۀ بارانِ زور دار زمین خشک و مرده را تازه و زنده میسازد و حکماء کسانی اند که دانش دینی دارند نه دیگران .

در یک حدیث وراد شده است که از آنحضرت صلی الله علیه وسلم کسی پرسید که بهترین اشخاص کدام اند که ما برای هم نشینی خود اختیار کنیم ؟

آنحضرت صلی الله علیه وسلم در جواب شان فرمود :

که شخصیکه به دیدن او یاد خدا تازه میشود و به گفتارش در علم ترقی میآید و از عملش آخرت بیاد میآید و در حدیثِ دیگر ارشاد است که بهترین بندگانِ خداوند جل شانه آنانند که بدیدنِ شان خدا یاد میشود . ( بوستان عرفان اثبات تصوف و طریقت در قرآن و سنت با اقوال علمای اهلسنت و الجماعت تألیف شیخ فرید احمد فضلی قدس الله سرّه )

                                                                   

تیمور « احمدزی » 

گرانـو وطنوالواو درنو لوستونکو!  

که چیري غواړې  چه ستاسو «  ادبي ، عرفاني ،  فرهنګي او کلتوري » مطالب  په دې نشراتي پاڼه کې خپاره شې ،   نو په  دې  توګه ستاسو  نه  په ‌ډیره درناوې هیله کیږې  چې
خپل لیکل شوې مطالب  په  لاندې  بریښنا لیک « ایمل » مونږ ته  راولیږې .

said-afghani@gmx.de
stratgeitudies@csyahoo.com


د سعید افغاني د سولی او تفاهم نشراتي ارګان  
 د نشراتي بورد  تر څـارنی لاندی  خپریږی .

  مؤسس        :  د حق دلاری کلتوري مرکز
 مسؤول مدیر   :  برهـان الدین  « سعیدی »

د تأسیس کال  

  د حوت اومه ،  د  ۱۳۸۸ هـجری شمسي ـ  کال  
   د  فبروری  ۲۶  ،  د  ۲۰۱۰  میلادي   ــ کال    

هره  لیکنه  د لیکوال خپل نظر  دی  او خپله  دلیکوال اند  څرگندوي
استفاده از مطالب سایت «  ارگان نشراتی  صلح و تفاهم  سعید افغانی »  با ذکر مأخذ آن آزاد است