د سعید افغاني : آزاده ، ټولنیزه ،علمي ، فرهنګي  او نشراتي ارګان  ته  ښه راغلاست!
سایرنشرات  هـدف ارگان اعـلانات مرکزاستراتیژیک ورزش شخصیت های فرهنگی  ارشیف کتب اسلام   صفحه سعیدافغانی صفحه اصلی

  
                                                                      

سید ضیاالدین « قطبی »

تاریخ نشر : ۱۶ مارچ ۲۰۱۲ میلادی

 

 

فرهنگ عامیانه در بین مردمان افغانستان
نوروز خوش آئین

موسم ګل است و چشن نوروزی
دل تان شاد و لب تان خندان  باد

 

 ریشه و پیشینهُ  تاریخی:

بسا ملت ها نخستین روز ازسال خود را تجلیل واحترام می کنند وغالب کشور های مسلمان حلول روز اول محرم که سر سال هجری قمری است با تشریفات خاصی اعلام میدارد.  درین  بیت،  بیدل با الهام وتلمیح ملیحی به آن اشاره دارد.

جهان خونریز بنیاد است هشدار    

سر سال   از  محرم  آفریدند      

بعضی از مفسران سوره مبارکه والعصر را که بیانگر غلبه حق بر باطل است وخداوند کریم به آن قسم خورده مربوط به « زمان» میدانند، یعنی بشری که واقعاءدستخوش زیان است باید به زمان واهمیت آن بیندیشد وحساب ماه وسال رانگاه دارد که این خود میتواند اشاره ای به سر آغاز سال باشد .

ملل عیسوی اول جنوری یاژانویه را که ادامهٌ عید میلاد مسیح است به عنوان روز نخستین از سال نو عسیوی، باشکو وجلال فراوان جشن میگیرند . اما در امپراطوری روم بیش از استقرار مسیحیت، سال  با اورمز روز یعنی اول فرودین یا ابتدای حمل آغاز میشد وهنوز هم اسامی ماه های سپتامبر، اکتور بر، نوامبر ودسامبر که به ترتیب معانی ماه های هفتم، هشتم، نهم ودهم سال را میرساند یاد آورسال های است که آن سال ها از فروردین« مارچ» شروع میشده نه از جنوری ، مثلاٌ هفتمین ماه سال قدیم رومی سپتامبر بودکه به معنای هفت است واکنون ماه نهم میلادی است یا ماه هشتمین  آن اکتوبر بودو لفظ به معنای  هشت ضلعی یا هشت گونه ودر روم قدیم ماه نهم بود وهنوز لفظ «novena» به نماز وعبادت نه روزه کلیسای کاتولیک گفته میشود ودسامبر هم ماه دهم.

« تا چند قرن پیش، سال نو انگلیس ها همان 21 مارچ، مقارن اول حمل با فروردین بود، بعداٌ بنابر ملاحظاتی آنرا بدنبال عید میلاد مسیح یا کرسمس قرار دادند. چنانچه سال مالی آنها هنوز 21 مارچ است »

قدیمترین جائیکه سایه روشن های نوروز دیده میشود در هزارٌ سوم قبل از میلاد است که به خاندان سلطنتی« اور» ربط می گیرد ازآنجا که سومری ها از طریق سر زمین ایران وخلیج فارس به بین النهرین رفته اند محتملاٍ عید رایج آن نواحی را پیش از مهاجرت آریایی ها با خود برده اند این جشن در حقیقت جشن پیروزی « انایا انکی» بر« اپسو» غول آبهای شرین بود. این عید را که یاد گار اسا طیر وآئین های سومرست بابلی ها نیز حفظ کردند. از آنجا که بنابر باور سومریان « دموزی» (خدای باوری) با تمو زبابلی هرسال، سرسال نو دوباره بدنیا میآمد وبا زنده شدن او گل وگیانه ، غله ودانه  میروید، این روز را جشن می گیرفتند.«  اینانا» همسردموزی همان کسیست که نزد بابلیان به صورت « ایشتر» درآنده بود. دراساطیرما مرگ سیا ووش که ازخونش گیاه میروید با مرگ دموزی مشابهت لهم میرساند( برای تفصیل رجوع شودبه کتاب جستارچمددر فرهنگ ایران باستان تالیف دکتورمهردادبهار ).

آریایی ها دراعصار باستانی سال را بدو فصل گرماHama هفت ماه، وفصل سرما Zayama پنج ماه تقسیم میکردند. سال زمانی شامل دوفصل «زمستان ده ماه وتا بستان دوماه» وزمانی دیگر« تابستان هفت ماه وزمستان پنج ماه» بود. درآغاز فصل تابستان گله ها ورمه ها رااز آغیل ها به چمن های سر سبز  وعلفزارهای خرم به چرا می بردند ودر آغاز زمستان آنها را توشه وانباشتهٌ زمستانی بهآغیل ها می آوردند. باین مناسبت هر دو را آغاز سال میدانستند وجشن می گیرفتند  وبه سور وسرور مپرداختند که نوروز ومهرگان یاد آور همین جشن ها وشادی هاست .بهمین صورت میتوان گفت که تقویم دهقان براساس کاشت وبرداشت تنظیم شده بود. ابوریحان البیرونی در کتاب التفهیم می گوید:« نوروز چیست؟ نخستین روز است از فروردین ماه واز ین جهت روز نو نام کردند. زیرا که پیشانی سال نو است واعتقاد پارسیان اندر نوروزنخستین آنست که اول روزیست از زمانه ویدوفلک اغاز ید گشن»

چنین بنظر می رسد که جشن فروردین دیلی قسمت های شمالی بودن است که مهد آئین  زردشت است وعادات ورسوم اوستایی بیشتر در انجا رایج بوده است. ایرانیان شمال این جشن رابیاد گار گذشتگان خود وبنابر عقیده ایکه به فروهر ها ونزول نخستین روز داشتند، برگزار می کردند اما هخامنشیان جشن اول ماه سال رادر مهر ماه می گرفتند.

کلمهٌ سال که به عنوان دورهٌ زمانی در فارسی به کار رفته است مشتق از کلمهٌ سرد«sareda» ایرانی کهن به معنی سرد است واز ین رو آغاز آن ابنتدای

فصل سرد به یعنی مهر ماه بوده است ونیز به همین جهت است که نوروز در لهجه های میانه ایران، نوسرد«No sard» ودرارمنی«Nava sarda» گفته میشود .

ابو ریحان درآثار الباقیه گوید:(ص 363)

( نوسرد: روز اول سال دوازده سغدیان است  که نو روز بزرگ باشد )

در تقویم اوستایی، سال دوازده ماه وهرماه سی روز شد وهمچنین درآن زمان هریک از روز های سی گانه اسن خاصی داشت که اولین آن( اورمزد روز) بود،( یعنی روز روز آهو را مزدا، یاسرور انا، که خدای زردشتیان بود). چون اورمزد روز سر سال بود وهم سر ماه، عظمت وجلال بیشتر یافت. منوچهری دریکی از مسمط های خود آنرا روز خجسته خوانده است .

بوستــان بـانا! حـــال وخـــبر بســتان چـیست؟

وندرین بستان، چندین طرب ومستان چیست؟

گـــل سردستان  بنموده  درآن  دستان چیست؟

 درسرستــان بــاز اســـت،بسروستان چیست؟

اومــزد  اســت، خجـسته سر سا ل وســرمــاه

همچنین شانزدهمین روز ماه را که (مهر) نامیده میشده، به مناسبت همنا می با( ماه مهر) جشن می گرفتند وبا تشریفات خاصی تجلیل می کردند .

روز مهرو ماه مهرو جشن فرخ، مهرگان  **  مهر بفزا ! ای نگار مهر چهر مهربان

جایی دیگر گوید :                  

خسروا شب های عمرت روزباد

 مهرگان ملـــــک تو نو روز باد

سال نو ایرانیان باستان از لحاظ گردش خورشیدی وماه به فصل های چهار گانه سیر می گرد ومانند عید اضحی وعید فطر،در هرسال تغییر می یافت واز لحاظ موقع طبیعی در ماه های مختلف آغاز  وتجلیل میشد . اینکه امروز درنقطهٌ اعتدال ربیعی(بهاری)، یعنی برابر شب وروز به طور ثابت قرار دارد، درواقع تشریفات آغاز سال نجومی با مراسم جشن بهار اصلی، ضم و توام شده، نوروز بزرگ را به میان آورده است.

مهرگان بزرگ هم 21میزان با مهر ماه است، که نام آن روز«رام روز» است وبرابری شب روز،دهقانان، گشاورزان وشبانان ، این اعتدال خریفی« باپیزی» را با شکوه وجلال فرراوان جشن می گرفتند که جشن مهرگان یاد گار آنست.

از مراسم نوروز وتشریفات سال نو در عهد هخامنشیان واشکانیان اطلاع دقیقی نداریم، نقوس وتصاویری که بر جدار پلکان های «اپادانا» بالباس ها وساز وبرگ های مختلف ترسیم شده از نمایندگان نختلف قلمرو شاهنشاهی  هخامنشی حکایت می کند. ونشان میدهد که سیل بهترین منسوجات، قالب های گرانبها، پارچه های ترمه، زریفت، گلدان های نقره وطلا وباقی پیدا وار هر سرزمینی به سمت دربار سرازیر میشد. پروفیسور اردمان Erdman این فضای عظیم را مقر شاهانه ومرکز رتق وفتق امور شاهنشاهی نداشته، عقیده دارد که این آبادانی وقصور برای بار عام در روز عید نوروز تاٌسیس شده است وگواه قول خود، آن همه تقوس را میداند. گرشمن Ghirshman  باستان شناس مشهور فرانسوی براین باور است که پرس پولیس وکاخ آپادانا، فقط برای برگزاری عید مذهبی وملی ایرانیان که عید نو روز است، ساخته شده است. جرالد والزرGrald Walser باستان شناس معروف دیگرمعتقد است نیست که این نقوس وتصاویر مربوط به آورندگان باج وخراج باشد، بلکه آنها را مربوط به هدایایی میدانندکه نمایندگان سر زمین های شاهنشاهی به مناسبت عید نو روز به پادشاه تقدیم می نمودند .

در عهد ساسانیان جشن نوروز سال خراج ومالیات گیری وحتی ضرب سکه مصادف بافصل تابستان یعنی در حدود نقطه انقلاب صیفی قرار داشت که از نظر افزونی نعمت ومحصول وفراوانی غله ومیوه قابل توجه بوده است. قصاندی که شعرای عرب در تهنیت نوروز سروده اند، وصف همین موسم است.

در چنین روز موید مویدان با جام زرینی، انگشتری در می ودینار خسروانی ویک دسته سبزهٌ نورسته، شمشیری، کمانی،دوانی وقلمی که لازمه سلطنت پنداشته میشد، نزد شاه می آمد وبه ستایش ونیایش می پرداخت، سپس بزرگان دولت واعیان مردم، یک بیک باریاب می شدند وبه سخنان موید مویدان گوش میداند که خطاب به شاه می گفت:« شاها دیرزی! شادباش! نوشه خور به جام جمشید، سرت سبزباد وجوانیت جاویدان. « منقول از نوروز نامه».

به قول فکری سلجوقی:

ازآن سال وازآن ماه واز آن روز *** به جا مانده خجسته جشن نو روز

برخی از تشریفات ومراسم ساسانی به صورت اصلی، یااندک تغییری به ما رسده وبسا ازآن آئین ها واداب را زردشتیان حفظ کرده اند وهنوز به کار می برند. یکی ازآداب آن عده، رسم آب پاشان است که« بیرونی» برآن اشارت دارد.

درچنین  روزی «ششم فروردین، نورروز خاصه» مردم سحرگاه بر می خاستند،آب از جویبار ها برمیداشتند وآنرا بر سرو روی یکدیگر ودر سروروی هر کسی که سرراهشان پیدا می شد میپاشیدند.

جـــــــوهـــــر سال روز نخستـــین ، مهر

بر افــروزد از بــرج خــرچــنگ چـــــهر

بــود آب پا شــــــــــا ن برســــم عـجــیم

که کسری شگون کرده بوده است وجیم

صائب نیز درین بیت به جشن آب پاشان یزد اشاره دارد :

آب پاشان است در کوی پریــــرویان یزد

تا نمانی پای درگل، چشم برروزن مکن

رسم گلاب افشانی که امروز هموز معمول است با زمانده همین رسم آبپاشی است که با عطر پاشبه سرو صورت حاضران عطر وگلاب می پاشند،آبپاشیدن مناسبتی به فرشتهٌ آب دارد واین روز ازآن فرشته است واین را برای تبرک وخوش یمنی ودفع آفات می کنند.

جشن هولی هند وآن یادآور همین رسم رواج است. شودرها جشن هولی درشب روزآخر سال آتش ها درکوچه ها وگذر ها می افروزند. چون روز می شود، تا یک پهر خاکسترهای را یروی یک دیگر می یافشانند وشور وغوغای عجیبی برمی انگیزند وبعد ازآن خود را شتشو داده رخت های پاک می پوشیدند وبه سیر باغ ها می روند . آتش افروزی دریی شب که آخر سال گذشته است، کنایه ازآنست که سال گذشته را که به منزلهٌ« مرده» است می سوزانند.

ذکر جشن اغاز سال در دوکتیبه دوره کوشانی امده است. کوشانی یان که قلمرو شان از امو تا سند بسط داشت، از سلاله های معروف اسیای میانه اند که پایتخت تابستانی انها کاپیسا نزدیک کابل وزمستانی شان تکسیلا درپاکستان امروزبوده است.

پروفیسور هیننگ«Henning» اسنادی دربارهٌ سال نوی کوشانیان مطالعه کرده ودر سالهٌ خود بنام سنگ نوشته های کوشانیان در کم برج به چاپ رسانیده است، درآن روزگار این گونه مراسم اغلب درآتشکده ها ومعابد بر گزار می شد که بسیاری ازآن مراکز مذهبی مربوط عهد گوشانی درافغانستان، از میان رفته است. هرچند سال نو گوشانیان تا کنون به صورت دقیق تشبیت نشده اما این نکته روشن است که در آن عهد، دریکی از روز ها بنام نوبهار آتش می افروختند .گویند نوبهار بلخ را برمک که نخستین برامکه بود ساخت وسقف ویوار آنرا به دیبای الوان آراسته گردانید.

لفظ بهار به معنای بت کده، تراش تازه وهاره، درترکیب های شاه بهار« واقع غزنی». سریکه بهار« در بگرام»، نوبهار « بلخ»، گل بهار«کاپیسا»، در آثار واشعار نازی ودری، یاد آور همین معانی است. لفظ بهار به معنای مطلق بت کده دراشعار آمده وازآن جمله است این بیت

فرخی از قصیدهٌ او در رثای سلطان محمود :

وای ودردا که کنون برهمنان همه هند

جای سازندبتان را دگر از نو به بهار

حمزه بن حسن الا صفهائی متوفی 360 هجری، شعری ازابو نواس، شاعر قرن دوم عرب نقل می کند که درآن لفظ نوبهار آمده ... مسعود در مروج الذهب « ج اول ص 586» وبیرونی درآثار البا قیه «ص 204» دربارهٌ نوبهار بلخ که آنرا گویا منوچهرپیشدادی برای گرامی داشت «ماه» درست کرده بود وظاهراٌ ازپرستشگاه های مغان پیش از زردشت است، آورده اند: گنبدی برنگ سبز داشت وبرآن درفش های افراشته وبلندی از حریرسبزاستوار کرده بودند وبر مکیان سر پرستی آنرا داشتند. تقارن نوروز با جوانی طبیعت  وتداول رسمی وتدریجی آن در طول تاریخ وگسترش دامنهٌ آن در سراسر خلافت نشین اسلامی نوروز را طرف توجه واحترام خلفا قرارداد، مخصوصاٌ که مراسم گشایش خراج، باج وسا و  درهمین روز صورت می گرفت. نخستین باری که نوروز در دورهٌ اسلام شکوه وبزرگی خود را بدست آورد اول عصر عباسی بود، درین دوره نه تنها ایرانیان آن را به آئین باستانی عید گرفتند، بلکه ازجشن های عمومی بشمار رفت وخلفا آن را عید رسمی شمردند .قسمتی از ادبیات عربی را درین دوره اشعار وقطعاتی تشکیل میدهد که دربهنیت این عیدنوشته شده است. نوروز آئین های بسیار دارد که روز های پیش وپس ازآن انجام میگیرد. از آن جمله هدیه فرستادن وتبریک گفتن، یکی ازآداب این عید است که در بین دانشمندان مخصوصاٌ دبیران ووزیران، ازبزرگی به بزرگان رواج داشت.درکتاب منشات، ترسل ونامه نگاری نمونه های آن ازآمده است.

اشعاری که درین زبان به مناسبت عید نوروز ومهرگان سروده شده است ومعمولاٌ درنامه های تهنیت به کار می رفته خود به تنهائی موضوع کتابی شده است که حمزهٌ اصفهانی بنام الا شعار السائره فی النیروز والمهرجان تالیف کرده است ، در یکی از نامه های مه درهمین دوره درتهنیت نوروز نوشته شده، چنین می خوانیم « این روزی است که ایرانیان بدان سرافرازی می کنند  واعراب نیزبرای بزرگ داشتن این عید وهمچنین برای پیروزی کردن ازاهل آن واقتدارٌ نمودن به سنت ایشان خود را همرنگ آن می سازند ».

ابو عثمان جاحظ در فصل کتاب التاج می نویسد:

« مهر گان آغاز فصل زمستان وسر ما ونوروز آغاز گرماست، لیکن درنوروزکارهای است که درمهرگان نیست.ازجمله نوروز آغازسال وهنگام افتتاح خراج،عزل ونصب عمال وسکه زدن پول ازدرهم ودیناروپاک کردن آتشکدههاوریختن آب...وماننداینها ست»

روایات تاریخی ازبخش ها وپیشکشا های فراوان خبر میدهد.ابوریحان یاد میکند که رسم ملوک خراسان است که درین موسم به سپاهیان خود لباس بهاری وتابستانی میدهند.

نظامی الملک درسیاستنامه آورده است :

« رسم ملکان عجم چنان بوده است که نوروزومهرگان باردادی عامه را»

ابی محمد عبدالله بن مسلم بن قتیبهٌ الدینوری« متوفی 276 هجری» درعیون الاخبار «ص 91 جلد چهارم» ازقول علی بن هشام نقل می کند که او گفت : درشهرمرو مردی بود که برای ماقصه گریه آور میکرد ومارا میگیریاند. پس ازآستین طنبوری برآورد وچنین می خواند: اباین تیمار باید اندکی شادی « که گاه نوروز است».

درهند اغلب جلوس شاهان هرسال درنوروز برگزار می شد . جهانگیر درتزک خود« جهانگیر نامه آورده است که اکثر بنده هابه اضافه، منصب سزاوار می یافتند.

گویند: حینیکه سلیمان خاتم خود را باز یافت بربادی سوار شد ومی رفت پرستویی اورا گفت: بازگر! تاتخم های راکه من در آشیانه دارم خراب نکنی وسلیمان بازگشت، پرستو درازای این داد گری سلیمان، پای ملخی را بدو هدیه داد. رسم هدیه دادن به نوروز از همین جا بوجود آمده است.

در روزگار غزنویان، ازحسن تصادف نوروز یا روز نخستین سال به نقطهٌ اعتدال ربیعی قرار گرفت، به عبارت دیگر جشن بهار که فصل گل وریحان وسر سبزی بستان است، با عید نوروز که یاد گار روز خوش باستان است یکجا شد. آئین و تشریفات هردو  تواٌمان برگزار گردید. چنانچه فرخی درین بیت اشاره به اقتران جشن نوروز درماه فروردین دارد .

ازین فرخنده فروردین وخرم جشن نوروزی

نصیب خسرو عادل، سعادت با دو پیروزی

به همین جهت است که ماه زبیا ترین ودل انگیزترین وصف بهار و تهنیت جشن نوروز را دراشعار شعرای همین عهد می بینیم. تجلیل وبزرگداشت که از نوروز وسائرجشن های ملی دیگرمانند سده،مهر گان، بهمنجنهو ...درعهدغزنوبیان وغوریان صورت گرفته درهیچ دوره ای ار دوره های تاریخی وادبی این حوزهٌ بزرگ فرهنگی دیده نمیشود. سخنان شیوا وقصاید غرای شعرای چون فرخی، عنصری، مختاری،منوچهری، مسعود سلیمان و... ومتون تاریخی مانند بیهقی،و... شاهد راستین مدعای ماست.

در عهد جلال الدین ملکشاه سلجوقی چون تقویم قمری از روی رویت هلال بودنه از حساب ورصد. ناهمآهنگی ها و نارسایی بارآورده بود. درسال «458هجریشمسی» مطابق جمعه رمضان«471» برابر سال «1079 میلادی»، اول فروردین ماه با سال نو برابر افتاد، شاه عده ای از منجمان وریاضی دانان بزرگ چون ابو المظفر اسفزاری هروی، عمرم خیام، ابو الحسن لوگری، وعبدالرحمن خازنی، به اساس محاسبات نجومی، آغازسال درنقطهٌ اعتدال ربیعی بطور دائم وثابت قرارگرفت ونوروز اول سال وسر آغاز فصل بهار شد ویکی از طبیعی ترین وسرافرازترین اعیاد جهان. ازهمین لحاظ است که تقویم مارا تقویم جلالی مینامند .

شکوه وشان نوروز آنگاه بیشتروافزونتر گردید که به آن رنگ وپرداز مذهبی دارند وشاید بمنظور حفظ این سنت باستانی ، در زمان حضرت رسول اکرم«ص» بروایت که عبدالصمد ابن علی ازجد خود نقل می کند: درن.روز جام سیمین که پرازخلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند وآن حضرت پرید که این چیست؟ گفتند که امروز روزنوروز است، پرسید  نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان است. فرمود درین روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد.پرسیدند عسکره چسیت؟ فرمود عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده وسربه بیابان نهادند وخداوند به آنان گفت: بمیرید! بمردند.پس آنها رازنده کرد وابر هارا امر فرمود که برآنان ببارد. واین روست که پاشیدن آب درین روز رسم شده است. سهس از حلواتناول کرد وجامرامیان اصحاب خود تقسیم کردوگفت:کاش هرروز برما نوروز بود. نخستین باراست که واژه نوروز به عربی راه یافت «ص 325 آثار الباقیه» دربیع المنجین آمده که درروز نوروز شاه ولایت پناه برسریر خلاقت ظاهری نشت. سید نبیل علی بن عبدالحمید نسا  روایت کرده که روز نوروز، روزی است بغایت شریف. درین روزدرموضع غدیرخم، حضرت محمد«ص» حضرت علی کرم الله وجهه ره به خلافت نصب کرد. باین صورت روز نوروز مصادف است با سلطنت صوری مولای متقیان، باین معنی که روز جلوس حضرت علی یخلافت « سال 53هجری،ق» ونیز تفاون آن با روز غدیرخم«8 ذالحجه» سال دهم هجرت موافق بوده است با روز 29 حوت «اسنفد ماه» یعنی یکی دوروز درسالهای کبیسه دار پیش از نوروز. این ابیات کاشف ازهمین موضوع است .

نوروز ازآن شد پر شعف، هم صاحب عز وشرف

کان روز سالار نجف، آنــــــــد به تخــت سروری

نـــــوروز رسیــد عــید اکـــــــــــــــــــــــبر گــردید

بــرگــــــــــــــــره ســــــرســــا قی کــوثر گردیــــد

امــــــــــروز عــــلی نشت برتخـــــــــــــــــــت نبی

زانـــست که روز شـــــــــب برابر گـــــــــــــــردید

چون نوروز عمری بدرازی عمر اقوام آریایی دارد وریشه عمیق درتاریخ وفرهنگ ما، ازآن لحاظ بسیاری ازروایداد های جالب تاریخی، دینی واساطیری را به آن مرتبط میدانند. مثلاٌ میگویند خداوند آدم را درین روز آفرید. درین روز گیو مرث با گرشاه« نخستین بشر درروی زمین بزعم آرییان» بپادشاهی رسید درهمین روزنیشکربدست جمشید شکسته وخورده شد وآبش معلوم ومعروف گردید که ازآن شکرساختند« ازهمین بابت استکه خوردن شکروهدیه دادن شکربرای تبرک درنوروزمرسوم شده» زردشت درسی سالگی دین بهی راآشکار کرد وآن روزنوروز بود.درهمین روزاست که کشتی نوح از طوفان بلاجست وبر کوه جودی نشت. درهمین روز نوروز حضرت موسی وحی گرفته است. حضرت عیسی درهمین روز به پیغمبری معبوث گردید. درهمین روز نوروز حضرت سلمان انگشترخودرا که راز حشمت وحکمت اوبود بعد ازچهل روز بازیافت. ویاخلقت عالم درهمین روز پایان یافت و...

این روایات نه تنها نوروز را عزیز کرد، بلکه به بقا، ودوام آن نیز افزود .به همین مناسبت است که نو روز جهنده شاه ولایت مآب برافراشته می شودوبرای چهل روز مراسم ن.ر.ز بنام جشن گل سرخ در مزارشریف برگزار می گردد. که تفصیل آن در زیر عنوان نوروز جشن گا سرخ در ولایت بلخ بیاید.

عقیده بر این است که درعهد متوفی 552 در مرو اسناد ووثایقی پیدا شد که حاکی ازانتقال تابوت مبارک حضرت علی کرم الله وجهه به بلخ بود . به موجب این اسناد گویا امام جعفر صادق به ابومسلم خراسانی دستور داده که جسد مطهر جدش رااز نجف به بلخ انتقال دهد تا فتنهٌ خوارج آرام گیرد که آنگاه آن را به مدینهٌ منوره انتقال دهند.ابومسلم چنان کرد وجنازهٌ مبارک را نهانی به بلخ آورد ودرخواجه خیران از نظر خوراج دورنگهداشت .درزمان قماچ والی بلخ 548 دوسنگ رخام پدیدارگشت که کتابهٌ آن این بود: «  هذا ولیالله، علی اسدالله ، اخ رسول الله »وقتی سلطان سنجر دوکتیبه را دید امرفرمود تابنای به جای آن آباد کنند، دراین ابیات را برلوح سنگ نگاشتند :

گیـــــــــتی بــرآستـــان او مـــیبرد پـــناه

دوران به خـاک بارگه اش میخورد قسم

گشت از ظهور روضـــهٌ زضوان مآب او

خـــاک زمـــین بــلخ به از گـــــلشن ارم

مهاجرت عربها به بلخ وجاگزینی آنها در شهرک های یخدان وخوشحال آباد وبیش از پانزده هزار نفر آنان درسلطان آریغ وحسن آباد شبرغان که لهجهٌ شان لهجه بصره وعراق است بااین حادثه بی ربط نباشد.

درمجله یغما «ص 386 شماره 100» وهمچنین آریانا شماره 10 سال نزده اززبان ماسینویون خاورشناس فرانسوی روایتی نقل شده که درسال 1320 شمسی گفته بود که درکتاب الرحله الهرویه ابو سعید الهروی «قرن سوم هجری»که نسخه آن درقاهره است، ذکری از مزار حضرت علی دربلخ رفته است که گویا قدیم ترین روایت است درین زمینه دانشمندان دبگری افغانی ابوالحسن علی ابن ابوبکر هروی متوفی «611 هجری» درحلب درکتاب الاشارات الی المعرفه الزریات«ص77 طبع دمشق سال 1953» ذکری از مزار حضرت علی در قریهٌ خیبر بلخ دارد . درقرن دوازدهم میلادی شهاب الدین عبدالله احمد الغرناتی اهل هسپانیا به شرق آمدوبه شمال تا سرزمین بلغار رفت. الغرناتی درسفر نامهٌ خود بنام تحفه الالباب ونخبه الاعجاب این مطلب را نقل می کند: والی ناحیه ولشکر یان او وعلما به چشم خویش جسد راکه متلاشی نشده بود، دیده بودند وعلی الرسم، اصالت آن گور بوسیلهٌ معجزات چند ثابت شد وظاهراٌ درآن زمان نیاز مبرم به ظهور آن معجزات وجود داشته ... درقبر حضرت علی بنای زیبا برپا کردند وبیدرنگ زیارتگاه شد. بدیهیست که مزار کنونی بعد ازآنکه چنگیز مزار کهنه را خراب کرد ساخته شده است« صحفه 198 ترکستان نامه جلد اول تالیف بارتولد، ترجمهٌ کریم کشاورز».

درقرن نهم بزرگان عهد بشمول علی شیر نوایی به زیارتگاه رفتند ومزار ولوحه سنگ آرامگاه مبارک را پیدا کردند وبار گاهی از کاشی های زیبا برآن برافراشتند.

از امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام روایت شده که مثل علم با علمای بلخ مثل انار ودانه های انار است. این مطلب که در صحفه 22 فضائل بلخ ترجمه عبدالله حسین محمد بلخی آمده نشانهٌ عنایت آن حضرت به بلخ در زمان نوشین روان چنان آباد بود که خلق متصل به آب جیحون نشسته بودند از تخارستان وهندوستان وترکستان واز بلاد عراق وشام وشامات اکابر واشراف آن بلاد بدین شهر آمدندی وهرنوروز دروی عید کردند وبموضعی که آنرا نوبهار می خوانند. «منقول از صفحه 18 واعظ بلخی درکتاب خراسان بزرگ تالیف دکتر احمد رنجبر».

افسانه نوروز دراساطیر ما بروزگار «یاما» یا «جم وجمشید» شاه بزرگ بلخ یابخدی یاباختری یاباختریش می کشد.

برگزاری ونامگذاری نوروز را به جمشید نسبت میدهند . درحالیکه جمشید پیش ازآنکه یک شخصیت تاریخی اسطوره ای و افسانه مانند است .

فردوسی درشاهنامه آورده است:

بفر کیاهی یکی تخت ساخت        ـــ   چه مایه بدو کوهر اندر نشاخت

که چون خواستی، دیو برداشتی   ـــ     رهامون بگردون بــرافراشتی

چو خــــورشید تابان میان هوا     ــــ   نشته بـــراو شاه فرمــــان روا

جهان انجمن شد بـــرتخت اوی     ـــ   فرومانده از فــــــره بخت اوی

به جمشید بر، گوهـــر افشاندند    ــــ    مر آن روز را روز نو خواندند

سرسال نــو، هرمز فــرودین   ــــ    برآسوده از رنـج ، تن، دل زکیــن

به نو روز نو، شاه گیتی فــروز    ـــ   بــرآن تخت بنشت پــیروز روز

بــــــزرگان به شادی بیاراستند     ـــ   میرود ورامشکران خـــــواستند

چنین جشن فــرخ از آن روزگــار   ـــ    بمانده از آن خـــسروان یاد گار

نوروز جشنی است مردمی وبا هیچ کیش وآئینی ارتباط ندارد واز لحاظ معنی زمینه مشترک با واژه سوربه مفهوم جشن وبزم ومهمانی دارد ، لفظ سور در ترکیب های چون گل سوری مفهوم سرخ رنگ را میرساند. در اساطیر ، سوریا یکی ازارباب اونواع مشترک دوره آریایی ها هندی وایرانی بود.

در روزگار قدیم دوشیزگان اریایی درچشن نوروزی به شادی وخوشی، رقص ودلبری می پرداختند وبا نوشیدن افشره گیاه هوما یا هابوما « سوما» شادکام وسرمست میشدند.هئوم عصارهٌ گیاهی بوده که مستی عارفانه می بخشیده. در زمان اوستایی « هئومه» وزبان ویدی« سئومه» است. نظیر آنچه که امروزه روز در مراسم سمنک یا سمنو پزی دورهم جمع میشوند وشب هارا باساز وآواز کف زنی وپایکوبی سحر می کنند .

ابوعلی بلعمی متوفی 363 وزیر منصور بن نوح سامانی، به فرمان پادشاه، تاریخ ابو جعفر محمد بن جریر طبری را به دری درآورد که به ترجمه طبری یا تاریخ بلعمی مشهور است . درین تاریخ روایتی بدین سان آمده است :

«... پس جمشید علما را گرد آورد که چیست ؟

این پادشاهی برمن باقی وپابند دارد ؟»

گفتند ! «دادگستری میان خلق خدای» پس داد به گسترد. سپس علما را گفت که:« روز دادخواهی که من مینشینم شما همه نزد من آیید تاهرچه روا باشد مرا بنما یید تا آن کنم ».

نخستین روز بداد خواهی رفت ، هرمز روز بود، نخستین روز ماه فروردین .پس آن روز را نو روز نام کردند ، که تا کنون سنت جمشید است .

سید ضیاالدین « قطبی »

 




 


گرانـو وطنوالو او درنو لوستونکو!  

که چیري غواړې  چه ستاسو «  ادبي ، عرفاني ،  فرهنګي او کلتوري » مطالب  په دې نشراتي 
پاڼه کې خپاره شې ،   نو په  دې  توګه ستاسو  نه  په ‌ډیره درناوې هیله کیږې  چې
خپل لیکل شوې مطالب  په  لاندې  بریښنا لیک « ایمل » مونږ ته  راولیږې .

said-afghani@gmx.de
stratgeitudies@csyahoo.com

د سعید افغاني د سولی او تفاهم نشراتي ارګان  
 د نشراتي بورد  تر څـارنی لاندی  خپریږی .

  مؤسس        :  د حق دلاری کلتوري مرکز
 مسؤول مدیر   :  برهـان الدین  « سعیدی »

د تأسیس کال  

  د حوت اومه ،  د  ۱۳۸۸ هـجری شمسي ـ  کال  
   د  فبروری  ۲۶  ،  د  ۲۰۱۰  میلادي   ــ کال    

هره  لیکنه  د لیکوال خپل نظر  دی  او خپله  دلیکوال اند  څرگندوي
استفاده از مطالب سایت «  ارگان نشراتی  صلح و تفاهم  سعید افغانی »  با ذکر مأخذ آن آزاد است