|
نوشته : داکتر سیدخلیل الله « هاشمیان »
تاریخ نشر : ۲۵
اپریل ۲۰۱۲ میلادی
اهمیت زبان در جامعه
سلام واحترامات بهمه هموطنان محترم
میرسانم :
در باب زبان و فهمیدن زبان و استعمال زبان ، این طالب
العلم مدت هفت سال دریکی از معروفترین
پوهنتونهای امریکا در رشته ( زبانشناسی ) تحصیل نموده
و درین مرحله که مسایل مربوط بزبان از هرطرف مطرح میشود،
میخواهم جنبه های علمی این موضوع رابعرض برسانم:
عادت مردم است که بدون وقوف از مفهوم "" دانستن ""
زبان بطورعامیانه قضاوت میکنند که فلان کس فارسی نمیفهمد یا فلان کس پشتو نمیفهمد اما؛ از زاویهء علم زبانشناسی فهمیدن یک
زبان چهار مرحله دارد :
ــ اول : فهمیدن
ــ دوم : سخن گفتن (یاتقریر)
ــ سوم :
خواندن
ــ چارم :
نوشتن
comprehension مرحله فهمیدن یا
زبان برای طفل از سن هجده ماهگی
شروع میشود وبعداز طی چند مرحله بسن سه سالگی زبان مادری خود را میرساند، و این دو مرحله ء آموزش زبان کاملا طبیعی و خاصهء نسل بشر است speech بمرحله دوم یعنی که درمحیط
خانواده صورت میگیرد .
دو مرحله بعدی،
یعنی خواندن و نوشتن کسبی میباشند، وتوسط مسجد، مدرسه مکتب یا معلم خانگی صورت میگیرند، این دومرحله آخری
رامراحل (لوکس) آموزش زبان میخوانند ، زیرا درجهان امروزی هنوز هم تعداد بیسواد
بیشتر ازتعداد باسوادان است.
:برمیگردیم بموضوع آموختن زبان توسط کلان
درممالک دوزبانه یا چند زبانه،
در اثر مراودات مدنی ازقبیل تجارت و زراعت و مهاجرتهای موسمی ( مثلا کوچیها و رمه داری و
غیره) ، مراد ما درینجا
عامه مردم بیسواد است که دراثرتماس وداد
وستد اجتماعی یک یا چند زبان را یاد میگیرند.
درافغانستان همه مردم دو زبانه
میباشند.
چهل سال قبل
در یک سفر توسط موتر از
راه منارجام به غورات رفتم، درسطوح مرتفع هزاره جات کوچیهای پشتو زبان ما را بنان ودوغ دعوت کردند،
هزاره ها هم آمدند و کوچیها بزبان پشتو با
هزاره ها سخن میگفتند و هزاره
ها بزبان محلی خود جواب میدادند، یعنی کومیونیکیشن ( مخابره) یکجانبه صورت میگرفت – معنی یکجانبه
اینست که هرکس بزبان
خود صحبت میکرد و تفاهم (کومیونیکیشن) صورت میگرفت.
عین وضع را بین پشتو زبان و فارسی « دری » زبان درغورات
مشاهده کردم. هر جای قندهار یا ننگرهار یا
پکتیا و پکتیکا که یک فارسی زبان برود ،
سخن او را پشتو زبانها میفهمند و به پشتو جوابش را میگویند، همینطور وقتی یک پشتو
زبان بمنطقه فارسی زبان برود زبان او را
میفهمند و بفارسی جواب میدهند.
یعنی بسویه تفاهم ( کامپریهنشن ) همه افغانها دوزبانه
میباشند، ولی ؛ بعضی پشتو زبانها ظالمانه قضاوت میکنند که فلان کس پشتو
نمیفهمد !
درست است که اکثر فارسی زبانها
بسویه سخن گفتن (سپیچ) پشتو را نمیفهمند وچه بسا اوقات دیده شده که یک فارسی زبان
سعی ورزیده که درست یا نادرست با پشتو
زبان پشتو بگوید، اما پشتو زبان دلتنگ شده
با او بفارسی صحبت کرده است.
من یکروز با مرحوم پوهاند حبیب الله « تزی » درپوهنتون سخت مناقشه
کردم که پشتو زبانها باید
فارسی زبانها راتشویق کنند واز حوصله کار بگیرند، نه اینکه وقتی یک فارسی ز
بان جنبه دستوری مذکر ومونث پشتورا درگفتار خود رعایت
نتوانست، فورآ او را خاموش بسازید .
موضوع د یگر اصرار برادران محترم پشتون است
که باید همه امور نوشت و خوان و حتی گفتار (کومیونیکیشن)
به پشتو باشد ، این تقاضا دریک کشور چندزبانه مانند افغانستان غیرعلمی
وهم غیر منطقی میباشد و حتی انکشاف زبان پشتو رابه کندی و عکس العمل
مواجه میسازد .
(
SOCIOLINGUISTICS یک شعبه زبانشناسی
( زبانشناسی اجتماعی یا
در بارهء انکشاف زبان در ممالک چند زبانه صدها کتب علمی تالیف
کرده، اینکار یعنی ( با صطلاح انکشاف
زبان پشتو) را درافغانستان وقتی شروع کردند که هیچکس زبانشناسی نمیفهمید،
وزیرمعارف وقت سردارمحمد نعیم خان سویه صنف نهم مکتب را داشت، آنها
بین دو مفهوم علمی ( انکشاف ) و (تعمیم)
فرق نتوانستند، عوض انکشاف، راه تعمیم را درییش
گرفتند، همان بود که زبان پشتو نه تنها انکشاف نکرد، بلکه بعکس العمل اجتماعی
مواجه گردید .
اگرخود پادشاه وکاکاهایش وپسران
عمویش پشتو را یاد میگرفتند و با مردم پشتون به پشتو صحبت
میکردند، حاجت بتاسیس کورسهای پشتو نبود، پشتو حیثیت زبان دربار را پیدا میکرد
وهرکس پشتو را یاد میگرفت. اما فارسی بحیث زبان دربار و زبان کتابت باقی ماند و پشتو را بکورسهای پشتو محول ساختند -
با امتیاز ماهوار سی افغانی که مامورین آن مبلغ را بمعلم پشتو دربدل غیرحاضری
رشوت میدادند .
سکندر ویونانیها، عربها، مغلها، انگلیسها : موفق نبوده هیچوقت درافغانستان GENERALIZATION-زبان تعمیم
. تعمیم بخشند و روسها هیچکدام نتوانستند - با تمام سعیی که کردند – زبان خود را در افغانستان
درکشورهای چند زبانه برای انکشاف همه زبانها بایدسعی وکوشش بعمل آید
و از مفهوم (تفوق زبانی) باید جدا پرهیز شود،
درافغانستان « 22 زبان »
وجودداشت ، ایکاش همه زنده میماندند - هرزبان یک غنیمت
کلتوری میباشد.
درحال حاضر هیچیک از سه زبان
رسمی ( پشتو، دری و ازبکی ) را نمیتوان از طریق تعمیم یکی را
بردیگری بقبولاند. اینکار غیرعلمی و ناممکن است .
زیست باهمی وهمکاری فرهنگی برای انکشاف همه زبانها یگانه راه علمی برای
انکشاف همهء آنها است .
ملتفت باید شد که
افغانستان مهد زبان پشتو است چونکه علاوه بردیگر شواهد، شهری بنام (
پشت) درین کشور وجود دارد. اما ؛
ابتکار زبان
پشتو اکنون بدست پوهنتون پشاور افتاده است .
برای انکشاف یک زبان اولتر باید یک مرکز قوی علمی وجود داشته باشد و کتب فراوان و دیکشنری ها چاپ شود، اما؛ درحالیکه زبان بیچارهء ( دری) شدیدا تحت نفوذ ایران قرارگرفته ، پشتو نیز از دست ما رفته است .
پشتوزبانها درهرجا که
هستند خودشان کلمات نو میسازند و نوآوری
هایی دیده میشود که از لحاظ موازین تعلیم وتربیت
ضرر بارمی آورد:
مثلا کلمات عربی قبول شده و
دارای قدامت هزارساله را پشتوساختن برای انکشاف پشتو ضرردارد، زیرا وقتی فارسی
زبان (یعنی را یانی ) و (معنی را مانا) میخواند ، این دو کلمه در زبان فارسی معنی مختلف
دارند:
(مانا) درادبیات دری برای
نام رسام معروف قرن
هفتم هجری و ( یانی ) برای مفهوم
نفی ا ستعمال شده و میشود.
کلمات و ساختمانهای
جدید زبان دریک کشور چند زبانه باید
بمشوره یکدیگر و با درنظرداشت موازین تعلیم و تربیت ساخته شوند تا یاد گرفتن زبان راسهولت بخشد. ما بالای
ایرانیها انتقاد داریم که دربارهء ترکیبات نو یا نوآوریهای زبانی با افغانستان مشوره نمیکنند، اما؛ متاسفانه در کشور خود ما در بین زبانهای افغانستان همکاری و هم آهنگی دیده
نمیشود .
معذرت میخواهم که سخن کشال شد، اما زبان یک موضوع مهم ودرعین
زمان جنجالی و هم زود زنج است . شاعری گفته :
زبان بازی مکن با
شمع ( فطرت ) ـــ نمی بینی دماغ دلبرم سوخت !؟
من بحیث یک طالب العلم وظیفه ء
خود را اجرا کردم .
با تقدیم سلامها
واحترامات
سیدخلیل الله « هاشمیان »
|