انــدرزهـــا
ــ
ایمان و عقیده برای حل مشکلات حیاتی بهترین
و سیله است که بدسترس همگان گذاشته شده است .
ــ اگر به ماهیت ، جوهر و اساسات دین مبین اسلام نظر اندازیم به صراحت تمام ، در خواهیم یافت که دین اسلام نه تنها به ازادی
زن موافق است ، بلکه همین دین اسلام بود که پایه و تهداب ازادی زن را ، آن طوریکه شایسته مقام زن میباشد ؛ تضمین و پایه گذاری نموده است .
ـــ
اگر تفـاهم با حوصله و گذشت یکجا شود و از نتیجه آن محبت وعمل
خیر بدست آید ، درآن صورت به رمز« سعادت و نیکبختی » خواهند رسید.
ــ
از همه اول باید خـود را بشناسیم ، زیرا تا
وقتیکه خود را نشناسیم امکان ندارد که توسط خود به
معرفت دیگران متوسل گردیم .
ــ
اساس برتری و بهتری را باید در ظواهر اشیآ جستجو نه نمائید ، بلکه بهتری و
برتــری واقــعی در تکــامل معنویات و پدیــده های انسانی
بمشاهده میرسد .
ــ
اندیشه های خــورد و کوچک به تدبــیر انــدک
براورده شده میتواند ، مگر بـرای اندیشه های
بــزرگ ؛ ضرورت به تــدبیر بزرگ است .
ــ
اطفال و جوانان را باید به شنیدن عادت ساخت و بعد از
شنیدن باید به دقت متوجه نمود که چه باید کرد ؟
ــ
اگر مقصد ازسیاست اداره کــردن بهتر و کشادن راه انکشاف
باشد ، باید از تنقید اشخاص مصلح و خبره کار گرفته
شود .
ــ
باید گفت : مستمع ، کرنیست ! در صورت احساس
خطر خاموشی به ، است . مگر خاموشی کشنده ، نی ! بلکه برای جستجو طــریق وراه
های گفتن و شنیدن بهتر و موثر است .
ــ
برای جوامع مایوسی زهر قــاتل است ، جوامع
باید امیدوار باشند که اصلاح جوامع برای خیر
و سعادت آنها است .
ــ
بهترین تبلیغ از اعمال و کـردا ر مبلغ و گوینده به
میان امده میتواند ، اگر مبلغ و گوینده به آنچه را
که میکوید عملی نداشته
باشد تاثیر نمیکند بلکه مضر واقع
میشود و سامع را متاثر
میسازد .
ــ
بسیار باید کوشید که به رموز تاثیر گفتن اگاه باشیم ، بسیار
باید متوجه باشیم که گفتن به خود و دیگران چه عواقبی دارد
، برای انسان گفتن و شنیدن هردو لازم است و باید شنیدن از گفتن بسیار باشد تا اصلاح
اش روز بروز فزونتر گردد .
ــ با شکر گذار از
مزایای زندگی لذت ببرید ، بخاطر اینکه فرصت از دست رفته دوباره میسر نمیگردد .
ــ خانه و خانواده کانون سعادت و خوشبختی است ! در صورتیکه
با « نیت
پاک » تهداب گذاری گردد ،
با عقل سیلم و قلب مملـو ازعشق و محبت به بقای آن کـوشید و با « امانت
داری، صبر، حوصله ، گذشت و فداکاری » به ضوابـط آن احترام گذاشت و از
آن حفاظت کرد
ــ خداوند تعالی ؛ انسان را فاعل مختار
و اشرف المخلوقات آفریده و تصرف کائینات را به آن داد ، بنآ اگر انسان هر
قدر از اختیار جائز خود کـار بگیرد و هر قدر در معرفت کائینات
افــق ذهــن خود را وسعت دهد به همان اندازه از
منافع زندگی بهره مند میگردد .
ــ دین هر عالم ، هر شخصیت مذهبی
، هــر وطن پرست و هر انسان صادق آن است که تمام
قدرت ، استعداد و دانش خود را وقف مبارزه بخاطر ازادی ملی
و اجتماعی ، بخاطر صلح و امنیت بشریت نماید .
ــ
دوام ، بقــا و ارتقا جهان به برکت مساعی خـــیر
میباشد ، و همـــه امید ابادی و شګوفانی در انــدیشه و
تطبیق مفکوره های خیر سراغ شده میتواند .
ــ دنیا زیبا است !
اگر به زیبائی آن کوشید و از آن حظ برد .
ـــروزه حکم الهی بر بندگان مؤمن است !
برعلاوه اینکه در انسان « تهذيب و تزکيه نفس» را بمیان
میاورد ، بلکه « روح ، نیت و
اراده » انسان را تقویت بخشیده ،
باعث کسب « رحمت و مرحمت» درگاه رب العزت میگردد .
ــ
رمز سعادت و نیکبختی دنیا و عقبا در کار عمل
خیر مضمر است و ازهمین جهت است که قیامت و تباهی عمومی آن وقت به
میان میاید که مفکوره و عمل خیر بکلی از بین برود .
ــ رمز سعادت و خوشبختی بشریت
در « حسن خیر ، تعقل سالم ،
تعاون و همزیستی مسالمت امیز » است .
ــ زندگی شیرین است! اگر با «
عشق و محبت » آن را بناء کرد و با تعقل سالم از مزایای آن لذت برد .
ــ زندگی تحفه حق تعالی ؛ بخاطر « سعادت و
خوشبختی » بشریت است ؛ که آن را میتوان با «
ریاضت و عبادت ، عشق و محبت ، اعتماد و باور ، صبر و حوصله و گذشت و فداکاری
» بدست اورد و از مزایای آن مستفید شد .
ــ
شعار ما حسن تفــاهم ، تعــقل ، تــدبیر نیک و منطــقی و استدلال حقیقی صلح و آرامش است . ما این شعار را بعد از تحلیل و
اندیشه زیاد و همه جانبه براې خیر و سعادت دایمی مردم افغانستان عــزیز
و خیر و سعادت دایمی مردمان منطقه و خیر وسعادت دایمی مردمان
جهان بر گزیده ایم .
ــ
عشق و محبت ! جذبه ، الهام ، میل روح ، انوار و تجلی الهی ؛ بر دل پرهیزگاران و مومنان صادق است که بالوسیله
آن میتوان به ثمره نعمات در گاه الهــی نایل شد . پس هــر آنکه از این
نعمت حـق تعالی بـدور ماند ، غـافل است ؛ و جفا کــار
!!!
ــ
عـباد ت ؛ رکــن اساسی مسلمانی است ! پس
برهــر فـرد مسلمان واجب است تا
باخلوص نیت ، محبت و متکی
بــر ارشادات رسول اکــرم
صلی الله علیه و سلم ، فقـط رب العالمین
را پرستش و عبادت ، خالصانه نماید
ــ غرور و خود خواهی ،
خاصه مستکبرین است ؛ با
وجود اینکه بقا ندارد ، انسان را به تباهی میکشد .
ــ
فیصله مانباید فــوری باشد باید ، خیلی دقیــق باشیم که
فیصله های ما به حق و حقانیت متوسل گردد.
ــ
صوفی آن کسی است تا با دل صاف در
راه اصول زیـربنای اسلام « توحید ، نبوت و معـاد »
زهـد کند و با عشق حقیقی ؛ خاص برای رضای الهی
عباد نماید ، تا تخم پر
حاصل سلوک و تقــوای آن به منفعت ، خیر و
سعادت بشریت تمام گردد.
ــ
طبیعت فردی عبارت از آن قوه اصلی است که
از یک طرف فرد را به میان اورده و از طرف
دیگر تا حد امکان او را حمایه مینماید .
ــ
طبیعت عبارت از قوت بی شعوری است که در
ایجاد و حفظ کائینات سهم بارزی دارد
، پس این قوت سبب عمده برای ایجاد و حفظ کائینات
بوده که قدرت بزرگ ماورای الطبیعت انرا بکار
انداخته ، بنآ این قوه باید سلیم نگاه شود و در راه
بکار انداختن آن وظیفه اشخاص خبره است که از وسایل
مفید کار گیرند .
ــ
کلید همه مشکلات نزد مردم است و مردم با خود
هرچه دارند بشرطیکه خود را بشناسند و از خود کار ګیرند .
ــ
ما خیر میخواهیم ، حتی خیر را برای خیر میخواهیم . من میگویم : ای تارک خیر تو مجنونی و یا
مغرور ، ای طالب خــیر به امید تا چیز تو مــزدوری ، ای
آنکه تو خیر را برای خیر میخواهی تو طالب نور نه ، بلکه
عین نوری.
ــ میگویـــند یک قدم
درراه سیاست اگر به خطائی مـواجه گردد، جـــبران پذیری
آن دشوار است ، چه خاصه اگر خطا ها به قـدم های پـی
در پــی سرایت کند و در آن قصد ، عمد و تعنت وجود داشته باشد .
ــ
مبگویند : در هر رشته حیاتی به فلسفه ضرورت است ، مگر در قوانین حیاتی برای فلسفه زیادتر
ضرورت احساس میگردد ، باید بگویم
علت اساسی نواقص اجتماعی و مدنی در ایجاد و وضع قوانین است
که اکثر آنها توسط اشخاص وضع میشود و آنها از فلسفه
واقفیت ندارند و نه می فهمند که تمایل طبعی مقتضی کدام نوع
قوانین است .
ــ ما باید ایمان و عقیده داشته
باشیم که روز باز پرس حتمآ
آمدنی است و اوراق
اعمال ما در دفتر تحقیقات قید بوده که
ضرورت به سوال و جواب نخواهد شد .
ـــ محبت « دوستی و نشاط قلب » است که زمینه و
وسایل تفاهم و حظ و لذت را در وجود انسان پرورش میدهد و
مانع رشد « کینه ، نـفرت و کدورت » میگردد .
ــ یکی از روش های اساسی در
تربیت اطفال آن است ؛ تا والدین با « محبت ، صميميت و دوستی » اطفال
خویش را به گوش کردن ، عادت دهــند و
بعدآ آنها را «
تربیت ، تعلیم، رهنمائی و کمک » دوامدار نمایند
. اگـر این روش و
شیوه والـدین ، در تربیت اطفال شان تـوام
با « دلسوزی ، اعتماد وحوصله مندی »
باشد ، در آن صورت نتایج و سطح مسوولیت فعالیت
و عـلاقمندی اطـفال در بـرابـر « والدین ،
خانواده و جامعه » موثر
است .
مولانا محمد سعید « سعید افغانی »
|