|
نوشته : پروفیسور عبدالله بختانی «
خدمتګار »
۴ ــ ۸ ــ ۲۰۱۰ میلادی
تعبیر خواب
درخواب غفلت
آرام غنوده بودم .
دیــدم :
گل لاله سفیدم را زیر خاک نهفته اند .
سفید و روشن
می درخشید .
ماحولش را نورانی ساخته است .
عجب ؟
گل زیر خاک می درخشید ؟
خاک چون شیشه شفاف و روشن
گردیده است ؟
شامگاهان دیگر
از فاجعه مرگ خوشحال جان
خبر دادند .
شب خوابی ندیدم .
چون نه خوابیدم.
تا چاشتگاه فردا
جایی رسیدم که درخواب دیده بودم .
طفل خنده رو
اندر لحد
چین بر جبین بود .
یک تعبیر روشن
آفتاب می درخشید .
گل سفید نور افشانی می کرد .
فریاد بر آوردم :
زندگی سراسر رویآ است .
جهان خواب است و تعبیر .
مرگ تعبیر زندگی .
تاریکی تا ویل روشنی .
روز به معنای شب ...
لـــذا :
شادمانی را به غم و
خنده را به
گریه
تعبیر
نموده اند .....
گل سفید
بر فراز ریگهای درخشیده
پر تو افشان بود .
فریاد و ناله
غــم و غصه
انــدوه و اندیشه
در ذهن و ضمیرم پیچیده رفت .
پرورش یافت .
مرثیه شد .
مــگر :
برای چــه ؟
خواب که تعبیر شده است ......
عبدالله بختانی « خدمتګار »
۲۹ جدی ۱۳۷۱ هجری شمسی
کابل ـ
خیرخانه مینه
|