|
نوشته : دوکتور محمد سعید «
سعیدافغانی »
چـه باید کــرد ؟
مــن
میـــدانم چــه بایـد کــرد ! ولی ؛ قــدرت
ندارم و وسایل موجود نیست ، برای آن چه باید
کــرد ، کـــرد و . ..
بلی
؛ آنچه باید کـرد مربوط به قـدرت و وسایل است .
من
میدانم که بالای من و هم مسلکانم تحمیل شده و میشود و چاره جـز از دفـاع و آن هـم دفـاع مشروع و معقول دیگر چـاره نیست .
البته
ما حق دفاع را داریــم و اهـل انصاف باید ما را در
راه دفـاع مجبورومکلف دانـند .
اگر
شما مـورد حمله و تعرض واقع میشوید ، چه میکنید ؟
اگر
شما به جای حسن تفاهم دست به یخن گردید ، چه چاره دارید ؟
اگر
شما چور و چپاول میگردید ، چه خواهــد کرد ؟
حوصله
؛ تا به کــدام حدود و سرحد ؟
حوصله
؛ به مقابل کـــی ؟
حوصله
؛ یعنی چــه ؟
مـن
میگویم : درد دارم ، عشق سوز گداز
من برای خیر و سعادت اجتماع است .
مگر
؛ دشمن آن را تعبیر سـو مینماید .
مـن
میگویم : جز از رفـاهیت ،
آبـادی و سگوفــانی دیگر تصمیمی ندارم .
ولــی
؛ او در مقابل این صراحت مـن ، پرو پاگند غلـط
میکند .
من میگویم
: آنچه من اراده دارم ، در صورت تطبیق به مفاد شما هــم
است .
ولی
؛ او میگوید ، جنت را در جهنم من جستجو
نمائید.
افسوس
!! این ماجـرآ جهان متمادی خـرد را میپیماید و کشمکش ها دوام
دارد .
ولـــی
؛ کجا ست ، آن عاقــله .
کجا
ست ، آن تحلیل و سنجش ؟
کجاست
، آن عـاقبت اندیشی ؟
من
میدانم ؛ عـاقبت شما ، نـادم و پشیمان میگردید .
من
باور دارم ؛ اگر فریب خورده باشی ، آخر فریب کاری
دست به یخن است ، پس بهتر است
الحال متوجه خود و دیگران گردید و با این ماجرا
جوئی و با این تباهی و فساد خاتمه دهید .
بیائید
؛ برادر وار محاسبه کنید و با من هم محاسبه نمائید
، من برای محاسبه حاضرو از شما هم توقع محاسبه درست ، را
دارم .
بیائید
؛ فرصت را از دست ندهید و دست آله غلیم نباشید .
دقت
کنید و از دقت کار گیرید .
وطـن
از شما و شما اولاد ، وطـن هستید .
این
دارائی مـال شما و مـال برادران ، شما است .
این
مراکز عام المنفعه به همه ئی از شما تعلق دارند ، وشما تاریخ ساز و دوران
ساز میباشید .
شما
باید به ماحول خویش فکر کنید ، دنیا را مشاهده و پیشرفت ها را مطالعه
نمائید.
تاکی
؛ سر گردانی ؟
تاکـی
؛ چـور و چــپاول ؟
تاکی
؛ وحشت و دهشت ؟
تاکی
؛ خــود ، اولاد ، بــرادران و وطنداران را به بدبختی مواجه
ساختن ؟
آخر
؛ ما انسان نبوده و حـق زند گی نداریـم ؟
آخر
؛ ما به کـدام سیاره هجرت نمائیم ؟
آخر
؛ تحت تاثیر کدام هـوا و هوس باشیم ؟
بگو
! بگو ! انصاف با توست ، چه باید کـرد ؟
اقــوام
و ملل از خواب غفلت بیدار شده اند و به سوی افــق
های وسیع رحلت نمودند ، مردمانش به کـاروعمل آِغـازکردند ، همه متحد و متفـق در راه سعادت
و خوشبختی گام به گام پیشرفت نمودند .
ولی
؛ افسوس !! به حال ما ، که چه بودیم و چه
شدیم ؟
شما
سیر پشرفت جهان را مطالعه میکنید ؟
شما
واقف اید که در شرق و غرب مردم در مورد تنازع للبقآ
به چه میتود ها غــور میکنند ؟
شما
اگاه هستید که ما از قافله های پیشرفته نهایت پس مانده ایم
،و حتی موانع و عواثق موجوده ما را قهــقرانه به سوی
پسمانی های لایتنهايی مواجه می گرداند .
اگر
کمی توجه نمائیم ، میدانیم که اسباب و عوامل وضع موجوده چه است !
حتمآ
میدانید که دوام این وضع به نفع مردم ما نبوده ، ما میتوانیم
راه حل سیاسی شرافتمندانه را که به منفعت و مصالح مردم رنج
دیده باشد ، جستجو نمایم .
حقیقت
این است که بخاطر مصلحت و آرامی ملت ، نباید از عقده و خشونت
استفاده کرد ، بلکه باید با عقل سلیم به
آرآ و اراده ملــت و بخصوص به انظـار مرد م با عـقل ، با
تد ، و چه عوامـل ما را به این وضع است ؟
باید
به تجربه های گذشته مراجعه
شود !!! از طریق تدابیر نیک و منطقی و بخصوص تدویر جرگه های حقیقی قومی در بین خود ، مشکلات خویش را با هم تشخیص ،
درجه بندی و حــل فصل سازیـــم .
در
سیاست نه باید فرصت های مساعد ، از دست داده
شود .
اگر
یک قدم در راه سیاست به خطائی مواجه گردد
، جبران پذیری آن دشوار است ! چه خاصه که خطائی ها به قدم
های پـی در پـی سرایت کند و در خطـائی ؛ قصد ،عمـد و تعنت و جـود
داشته باشد .
بنآ
با منطـق بایـد کوشید ، که چـه باید کــرد ؟
من
امیدوارم که فـرصت های مساعد، زمینه ها را برای حل و فصل نا مـلایمات همـــوار ساخته
میتواند و این امـیدواری را میتواند د ر پــندارنیک ، گفتا ر
نیک وکــردارنیک جستجو کرد ،
که ما را به سعادت و کامیابی دایمـی میرساند .
دوکتور محمد
سعید « سعید افغانی »
۱۳۶۱ هجری شمسی ـ کابل
|